کد خبر: ۵۸۸۶۱۵
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۴ 10 April 2018

اتحاد خبر:عید نوروز امسال در استان بوشهر ما شاهد یکی از بی سابقه ترین تنش هایی بودیم که میان بخشی از مردم و روحانیت پدید امد و طرفین علیه یکدیگر در شرایطی که به تازگی رویدادهای حساس و بسیار نگران کننده دی ماه 96 را پشت سر گذاشته ایم، سخنان تندی گفتند و به زودی سراسر استان در این مناقشه به اعلام نظر پرداخت. این مسئله محدود به استان نماند و به سرعت اخبار آن در کشور پیچید و سرانجام نیز پای رسانه های آن سوی آب به معرکه باز شد و مبدل به معرکه ای همه گیر شد.
در همین رابطه، مصاحبه ای خواندنی و شفاف با یکی از روحانیون صریح الهجه بوشهر انجام دادیم. حجت الاسلام شیخ احمد رزمجو، مشاور استاندار بوشهر میزبان ما شد تا به صراحت و شجاعت همیشگی اش به پرسش های ما پاسخ دهد و در نقد هم صنفان خویش بی لکنت ظاهر شود؛ ویژگی که کمتر در میان روحانیون دیده می شود و شیخ رزمجو از این حیث شاید منحصر به فرد باشد. 
* اخیراً در استان بوشهر شاهد بودیم که مردم و روحانیت در مقابل هم قرار گرفتند و دو طرف سخنان تندی علیه یکدیگر گفتند. یک کنسرت با مخالفت یک امام جمعه رو به رو شد و در نهایت نیز به هم خورد و از سوی دیگر یک روحانی مورد پرخاش شدید مردم عصبانی قرار گرفت و با وضعیت زننده ای از مراسم بیرون رانده شد. به نظر شما این مسئله و این نحوه برخورد به نفع روحانیت است یا در نهایت به ضرر این قشر تمام خواهد شد؟
- ویژگی روحانیت شیعه مردمی بودن آن است. این یک کنش و واکنش متقابل هم بوده یعنی ضمن اینکه روحانیت هستی خود را از مردم داشت، مردم نیز به چشم مأوا و امین به روحانیت نگاه می کرده اند. همین مسئله بود که روحانیت شیعه را در تاریخ این کشور مبدل به گروه مرجع کرده بود. این باید بماند. اگر قرار است کشور ما محفوظ باشد و از تنش ها کاسته شود راهی جز این نیست که گروه های مرجع محفوظ بمانند. این نحوه مواجهه به این جایگاه آسیب می زند و نمی تواند به هیچ عنوان به نفع روحانیت شیعه باشد.
* فکر می کنید ریشه های این تنش به کجا بر می گردد؟ چرا اصولا روحانیت اینگونه خود را در زمینه موسیقی در مقابل مردم قرار می دهد؟
در این ماجرا با سه مسئله رو به رو هستیم. اول بحث کنسرت هاست و بودن یا نبود آن. پاسخ هم روشن است. ما یا نظام را با ساز و کار آن قبول داریم یا نداریم. این نظام مجلس و شورای نگهبان دارد و قانونگذارش دستگاه هایی را فرضاً متولی بهداشت کرده. حالا اگر این دستگاه ها می گویند این غذا مضر است، روحانیت نباید بایستد و لج کند و بگوید من تشخیص می دهم که جز این است. اگر برگزاری انواع کنسرت ها طبق قانون در اختیار دستگاه هایی مثل وزارت ارشاد که مجوز بدهد یا ندهد همه باید تمکین کنند. اگر قبول ندارند، بروند قانون را تغییر دهند و مثلاً بگویند از این به بعد برای گرفتن مجوز کنسرت همه باید به حوزه های علمیه مراجعه کنند و از حوزه های علیمه مجوز بگیرند؛ که البته تا قیامت به صلاح حوزه ها نیست به این مسائل ورود کنند. 
مسئله دوم تشخیص است. این که این موسیقی حلال یا حرام است با کیست؟ فتوای امام بسیار راهگشا است: «شنیدن و نواختن موسیقی مطرب حرام است و صداهای مشکوک مانع ندارد و تشخیص با عرف است». یعنی اگر فردی شک داشت که این صدا حلال است یا حرام است حکم امام به بلا اشکال بودن صدا است. امام می گوید عرف مردمی هستند که این موسیقی ها را می شنود و عموماً هم مسلمان و هم شیعه هستند. این که نمی شود که ده هزار نفر جمع شده اند و بگوییم همه نامسلمان هستند؟
* عموماً کسانی هم هستند که در اعیاد مذهبی یا سوگواری های مرسوم در مذهب شیعه برای ائمه عزاداری و یا شادمانی هم می کنند.
بله. دقیقاً! این تشخیص مردم است. عرف عموم است. جشن میلادی بوده و عموم مردم که تقریباً همگی هم مسلمان هستند در این مراسم شرکت کرده اند و دارند موسیقی گوش می دهند. موسیقی که در بالاترین حد می توانیم بگویم مشکوک است که به فتوای امام شنیدن آن بلااشکال است. چه کسی جرأت می کند بگوید این موسیقی مصداق مطرب است و حرام است؟ مطرب بودن یعنی نواختن ساز در مجالس فسق و فحشا و شرب خمر. آن یکی تعریفی مشخص دارد. چه کسی جرأت می کند این موسیقی و این مجلس را مصداق چنان مجلسی بداند؟ نکته سوم روحانیت باید بداند جامعه امروز آگاه است. اهم و مهم می کند. کدام مسائل جامعه مهم تر است. واقعاً معضلات نظام در دو کنسرت خلاص می شود یا مسائل بزرگتری مثل رباخواری گسترده و ویرانگر اقتصاد که ممکلت را فاسد کرده است و یا ناهنجاری های بزرگ اجتماعی که ما باید برای آنها هم فکری کنیم. آیا واقعاً مشکل مملکت ما در این شرایط رکود و بیکاری و بانکداری ربوی و ورشکستگی های صنایع و نا به سامانی های اقتصادی باید دو کنسرت باشد؟
* آن روحانی که در مراسم حاضر شد و به تعبیر خود دست به نهی از منکر زده را چگونه ارزیابی می کنید؟ این اقدام ایشان خودشان نمی تواند مصداقی بر یک منکر باشد که وجهۀ دین را آسیب می زند؟
در فتاوای همه مراجع هست که نهی از منکر شرط اولش احتمال تأثیر است و دوم قدرت بر انجام نهی از منکر است. یک نفر در مقابل ده هزار نفر آن هم یک روحانی آن هم به آن شکل چه تأثیر گذاری می تواند داشته باشد؟ باید تذکر می داد. نباید شأن لباسش را زیر سوال می برد. آن کسی که هو می کند هم اشتباه کرده. اما خود روحانیت است که باید منزلت لباس خود را درک کند و خود را در معرض یک همچون رفتارهایی قرار ندهد تا شأن و منزلت این جایگاه بشکند و قبح مسخره کردن روحانیت بریزد. ایشان یا باید تحمل می کرد یا جلسه را ترک می نمود یا تذکر به بانیان می داد. این شیوه ها پسندیده نیست. تقابل نوجوانان و جوانان و به ویژه نوجوانان با روحانیت و دین اصلاً صحیح نیست. این رفتارها بخش هایی از جامعه را با تنش های غیر ضروری در مقابل دین و روحانیت قرار می دهند. این چه معنا و چه حاصلی دارد جز دین گریزی بیشتر جوانان و نوجوانان؟ وقتی حرمت ها شکسته شود نمی شود دیگر با هم کار کرد. این وضیعت به صلاح روحانیت و کشور و جامعۀ دینی نیست. ما بیش از آنکه به فریاد احتیاج داشته باشیم. این روزها به بیان و گفتگو نیاز داریم.
* تبعات این نوع رفتارها که طرفین علیه یکدیگر دارند و به نوعی پینگ پنگ شده است را چه می دانید؟ می بینیم که در دی ماه مردم شعارهای بسیار تند و بی سابقه ای علیه روحانیت دادند و دفاتر ائمۀ جمعه و حوزه ها را به آتش کشیدند و از سوی دیگر برخی از ائمه جمعه چنین موضع گیریهای تندی علیه علائق و سلائق اقشار مختلف و آداب و سنن چند صد ساله مردم دارند. این تقابل چه تبعاتی برای دو طرف و به ویژه برای روحانیت خواهد داشت؟
روحانیت زبان مردم بوده. این زبان باید زبان مردم بماند. در سالهای گذشته که این کشور به تاراج رفت و لیست بلندبالا و پایان ناپذیری از اختلاس های فوق نجومی آن دروان یک به یک بر ملا می گردد، توقع و انتظار جامعه آن بود که روحانیت آنجا باید فریاد می زد. اگر آنجا هم یقه چاک می شد و همه مراجع و همه امام جمعه ها و همه روحانیون با همه توان فریاد اعتراض سر داده بودند، الان جامعه می پذیرفت که درد ما درد جامعه است؛ چه آن روز و چه امروز. و چون این کار را نکردیم الان نوعی حساسیت ایجاد شده که چرا آنجا نه و اینجا بله. این باعث ایجاد گسست می شود. برای علاج اولین کار خود روحانیت باید چاره اندیشی کند و به یک تفاهم و نگاه جامع برسد. چهل سال از انقلاب می گذرد ما هنوز نتوانسته ایم مقوله موسیقی را حل کنیم. ما حتی زبان واحد و فهم مشترکی از این مسائل نداریم و این به جامعه تسری پیدا می کند و صداهای متفاوت و بلکه متضاد باعث ایجاد تقابل می شود که شده. جوانان نیز بهتر بود که حرمت نگه می داشتند و از برخورد تند اجتناب می کردند. تضییع جایگاه روحانیت به نفع هیچ کس نخواهد بود. خود آن روحانی هم باید بیشتر دقت می کرد و نباید جو زده عمل می نمود.
* به عنوان سوال آخر فکر می کنید تبعات این نوع رفتارها برای دولت چه خواهد بود؟ دستگاه اجرایی در موارد این چنین چه باید کند؟ پیداست که این مسائل عموماً برای مقابل قرار دادن مردم با دولت توسط برخی ساماندهی می شود.
دولت امانت دار رأی مردم است و پاسدار قانون اساسی کشور است. در قانون اساس کشور دقیقاً قید شده است که رئیس جمهور پاسدار قانون اساسی است و قوانینی که منبعث از این قانون است. دولت باید این قوانین را اجرا کند و اگر تشخیص می دهد قانون است باید پای آن بایستد و مقاومت کند و مسئولین نباید کوتاه بیایند. نمی گویم دعوا راه بیفتد. اما قانون باید فصل الخطاب باشد اگر نه که نمی توان کشور را اداره کرد. جامعه ای که تنش در آن فزاینده شود عاقبتی جز فروپاشی و گسست اجتماعی نخواهد داشت. وقتی بدبینی زیاد شود و اعتماد عمومی از بین برود دیگر نمی توان کنار هم زندگی کرد. من پیشنهادم بازگشت به منشور امام و فتوای امام است. امام به روحانیون پیغام داد که جوانان را اگر شعار تندی هم دادند آنان را از خود نرانید و انگ گروهکی به آنان نزنید. حالا چند جوان آمده اند کنسرت موسیقی محلی خود را گوش کنند چرا این جوانان را از دین زده می کنید؟ روحانیت باید با روانشناسی اجتماعی آشنا تر شود. با چماق تکفیر که نمی شود جوانان را جذب کرد؛ با تهدید و تحقیر و اهانت که نمی توانید جوانان و نوجوانان را جلب و جذب کنید. ما داریم قافیه را می بازیم و از قافله عقب مانده ایم. روحانیت باید تغییر کنند. روحانیت نباید از جای دیگر خط بگیرد. باید با کار کارشناسی و مطالعه و با تقوا و برای رضای خدا کار کنند. این بازار مکاره آرامش را از بین می برد و به قول مقام معظم رهبری بدون این آرامش اقتصاد و فرهنگ و جامعه ما رشد نخواهد کرد. باید بیشتر دقت کرد که مبادا روزی پشیمان شویم که فرصت جبران نخواهیم داشت.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: